شاپا: 2383-3033

پاییز 1397
دوره 5 شماره 4

مقالات پژوهشی اصیل


طراحی الگوی رتبه‌بندی سلامت محوری کارفرمایان کشور

بهزاد دماری, حسین المدنی, غلامرضا بستان منش, عارف وهاب زاده, سهند ریاضی اصفهای (##default.groups.name.author##)

دوماهنامه علمی پژوهشی سلامت اجتماعی, دوره 5 شماره 4, 22 November 2018 , صفحه 303-310
https://doi.org/10.22037/ch.v5i4.19055

مقدمه: اشتغال یکی از مؤلفه‌های اجتماعی مهم مؤثر بر سلامت می‌باشد. هم از لحاظ اقتصادی و هم از لحاظ عدالت در سلامت اشتغال منصفانه و کار شایسته، در کانون توجه سیاست‌های کشورى و استراتژی های کلان کشورها قرار دارد. هدف از مطالعه حاضر طراحی الگویی برای رتبه‌بندی سلامت محوری کارفرمایان کشور به منظور افزایش پاسخگویی اجتماعی آنان می‌باشد.
روش: این مطالعه با رویکرد کیفی انجام گرفته است. داده ها از دو روش مرور منابع، و بحث گروهی متمرکز با خبرگان جمع آوری شده است. روش نمونه‌گیری از نوع نمونه‌گیری هدفمند و تعمدی به صورت شناسایی ذینفعان و استفاده از نظرات آنان در جلسات بحث گروهی بود. نتایج بحث گروهی با روش‌های رایج آنالیز محتوی صورت گرفته و سپس براساس تحلیل نتایج جلسه بحث گروهی پیش‌نویس نظام نامه تهیه شد و این پیش‌نویس در جلسه کمیته راهبری فنی نهایی گردید. محصول نهایی این طرح نظام نامه رتبه‌بندی سلامت محوری کارفرمایان و شیوه های تعیین کارفرمای سلامت محور می‌باشد.
یافته‌ها: نظام نامه شامل سه جزء اصلی هدف، فرایند و الزامات تنظیم می باشد. شاخص های پیشنهادی برای سنجش سلامت محوری کارفرمایان در 24 شاخص و چهار گروه شامل مداخلات مدیریتی در محل کار، مداخلات ایمنی و کاهش حوادث، مداخلات کاهش عوامل خطر کارکنان و خانواده، و میزان رعایت اصول زیست محیطی در چرخه تولید تا مصرف نهایی محصول استخراج شده است.
نتیجه گیری: ادغام همه ابعاد چهار گانه سلامت و عوامل موثر بر آن و ملحوظ کردن پاسخگویی اجتماعی در الگوی رتبه‌بندی، و مشارکت کانون عالی کارفرمایان کشور و همچنین کانون عالی کارگران از ویژگی های مهم این مطالعه می باشد و پیشنهاد شده است که اجرای این الگو در اولین سال اجرا به شکل خوداظهاری باشد.

اثر تعاملی جنسیت با زوج درمانی هیجان مدار بر فرسودگی زناشویی در زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره تهران

فریبا ابراهیمی تازه کند, پریوش وکیلی, فریده دوکانه ای فرد (##default.groups.name.author##)

دوماهنامه علمی پژوهشی سلامت اجتماعی, دوره 5 شماره 4, 22 November 2018 , صفحه 311-318
https://doi.org/10.22037/ch.v5i4.19338

فرسودگی زناشویی، کاهش تدریجی دلبستگی عاطفی به همسر است که با احساس بیگانگی، بی علاقگی و
 بی تفاوتی زوجین به یکدیگر و جایگزینی عواطف منفی به جای عواطف مثبت همراه است. این مطالعه با هدف تعیین اثر تعاملی جنسیت با زوج درمانی هیجان مدار بر فرسودگی زناشویی در زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره تهران انجام گرفت.


روش و مواد: این مطالعه نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه شاهد و دوره پیگیری بود. جامعه آماری شامل کلیه زوجینی می شد که در سال 1396 به دلیل تعارض های زناشویی به مراکز مشاوره مناطق مختلف تهران مراجعه کرده بودند که از میان آنها 30 زوج که در آزمون فرسودگی زناشویی یک انحراف معیار بالاتر از میانگین کسب نموده بودند و همچنین معیارهای ورود به زوج درمانی هیجان مدار را داشتند به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با روش جایگزینی تصادفی در دو گروه آزمایش و شاهد قرار گرفتند. در گروه آزمایش هر زوج به طور مجزا در جلسات زوج درمانی هیجان مدار که شامل 10 جلسه 90 دقیقه ای هفتگی بود، حضور یافتند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه فرسودگی زناشویی بود. داده ها با روش تحلیل کوواریانس چند متغیره و اندازه گیری مکرر و با استفاده از نرم افزار SPSS-22 تجزیه و تحلیل شدند.


یافته ها: میانگین (انحراف معیار) سن گروه آزمایش (2/3) 4/32 سال و برای گروه شاهد (1/4) 2/34 سال بود. زوج درمانی هیجان مدار موجب کاهش فرسودگی زناشویی و مؤلفه های آن شد، به طوری که میانگین (انحراف معیار) فسودگی جسمی از (1/4) 6/31 به (3/3) 25 (001/0=P)، فرسودگی عاطفی از (8/4) 35 به (8/3) 3/26 (001/0=P)، فرسودگی روانی از (8/4) 4/33 به (2/5) 4/31 (001/0=P) و فرسودگی زناشویی از (1/9) 100 به (1/8) 8/76 (001/0=P) در پس آزمون کاهش یافت. جنسیت در فرسودگی زناشویی بین زوجین تفاوت معناداری نداشت.


نتیجه گیری: مطالعه نشان داد که زوج درمانی هیجان مدار در کاهش فرسودگی زناشویی مؤثر بوده است اما اثر تعاملی متغیر جنسیت با زوج درمانی هیجان مدار رابطه ای نشان نداد.

عوامل خطر و محافظت کننده استعداد اعتیاد نوجوانان دبیرستانی

علی زینالی, حسن پاشا شریفی (##default.groups.name.author##)

دوماهنامه علمی پژوهشی سلامت اجتماعی, دوره 5 شماره 4, 22 November 2018 , صفحه 319-327
https://doi.org/10.22037/ch.v5i4.19397

زمینه و هدف: برخی بسترهای نامطلوب اجتماعی و خانوادگی آسیب پذیری فرد را برای مصرف مواد افزایش داده و فرد را مستعد اعتیاد می کنند. هدف از مطالعه حاضر، تعیین عوامل خطر و محافظت کننده در استعداد اعتیاد نوجوانان دبیرستانی است.


روش و مواد: این مطالعه توصيفي همبستگی با مشارکت 367 نفر از دانش آموزان دوره دوم دبیرستان های ارومیه كه بين 16 تا 20 سال سن داشتند، انجام شد. نمونه گیری به روش خوشه اي تصادفي برحسب ناحیه، جنسيت، رشته و سال تحصيلي صورت گرفت. داده­ها با استفاده از پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی و استعداد اعتياد ويراست نوجوانان جمع آوری شد و با آزمون های آماری همبستگی پیرسون، t مستقل و رگرسیون چندگانه با استفاده از نرم افزار SPSS-22 تجزیه و تحلیل شدند.




یافته ها: در این مطالعه 178 (5/48%) نفر دختر و 189 (5/51%) نفر پسر در پایه های تحصیلی دوم، سوم و چهارم بودند و در رشته های انساني، تجربی و ریاضی تحصيل مي­کردند. پسران با میانگین (انحراف معیار) (1/18) 4/83 استعداد اعتیاد بیشتری نسبت به دختران (3/16) 9/78 داشتند (02/0=P). وضعیت تحصیلی بد (001/0P<) و تعداد زیاد دوستان (001/0P<) عوامل خطر در افزایش استعداد اعتیاد بودند. پیشرفت تحصیلی (001/0P<)، میزان وقتی که والدین در اختیار فرزندان قرار می‌دهند (05/0P<) و میزان وقتی که فرزندان با والدین (005/0P<) سپری می­کنند، عوامل محافظت­کننده از استعداد اعتیاد محسوب می شوند. سایر عوامل شامل مصرف سیگار، سن اولین مصرف سیگار، ورزش کردن، منطقه سکونت، اشتغال مادر، نوع مسکن، درآمد خانواده، تحصیلات پدر و مادر، در مستعد کردن دانش آموزان به اعتیاد نقشی ندارد.


نتیجه گیری: دانش­آموزان پسر، دانش آموزانی که وضعیت تحصیلی بدی دارند و دانش آموزانی که با دوستان متعدد و زیادی معاشرت می کنند، در معرض خطر استعداد اعتياد قرار دارند. در مقابل دانش آموزان دختر، دانش آموزانی که پیشرفت تحصیلی خوبی دارند، والدین آنان اوقات زیادی را برای بودن با آنان صرف می کنند و آنان نیز اوقات بیشتری را با خانواده سپری می کنند، از خطر استعداد اعتياد به دورند.

 

نقش واسطه‌ای امیدواری در رابطه بین هراس اجتماعی و تاب‌آوری با بهزیستی ذهنی در دانشجویان

مریم قویدل, حیدر علی زارعی (##default.groups.name.author##)

دوماهنامه علمی پژوهشی سلامت اجتماعی, دوره 5 شماره 4, 22 November 2018 , صفحه 328-337
https://doi.org/10.22037/ch.v5i4.19477

زمینه و هدف: امیدواری به ‌عنوان یک نیروی روانی مهم می‌تواند ارتباط بین متغیرهای روانشناختی را تحت تأثیر قرار دهد. این مطالعه با هدف تعیین نقش واسطه‌ای امیدواری در رابطه بین هراس اجتماعی و تاب‌آوری با بهزیستی ذهنی انجام شد.


روش و مواد: این مطالعه از نوع توصیفی- همبستگی بود. 257 دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرند، به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده‌ها از پرسشنامه امیدواری Miller، پرسشنامه هراس اجتماعی Connor، مقیاس تاب‌آوری Davidson و Conner و مقیاس بهزیستی ذهنی Ryff استفاده شد. داده‌ها پس از جمع آوری در نرم افزارهای SPSS-24 و AMOS-22 با استفاده از روش های آماری توصیفی و آزمون های همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شدند.


یافته ها: در این مطالعه، 128 (48%) نفر از شرکت کنندگان زن و 139 (52%) نفر مرد بودند. میانگین (انحراف معیار) نمره بهزیستی (5/33) 3/203، تاب آوری (8/14) 5/90، امیدواری (4/19) 7/171 و هراس اجتماعی (1/12) 1/38 بود. با افزایش هراس اجتماعی بهزیستی ذهنی کاهش یافت (01/0>P، 16/0-=r) اما با افزایش تاب‌آوری، بهزیستی ذهنی افزایش پیدا کرد (01/0>P، 24/0=r). همچنین امیدواری، رابطه بین تاب‌آوری با بهزیستی ذهنی را به‌صورت جزیی (05/0>P) و رابطه بین هراس اجتماعی با بهزیستی ذهنی را به‌صورت کامل میانجی‌گری می‌ کند (05/0>P).


نتیجه گیری:مطالعه نشان داد امیدواری به‌عنوان یک متغیر واسطه‌ای رابطه بین هراس اجتماعی و بهزیستی ذهنی را به‌صورت کامل و رابطه بین تاب‌آوری و بهزیستی ذهنی را به‌صورت جزیی تحت تأثیر قرار داد.


 

اثربخشی آموزش واقعیت درمانی بر راهبردهای مقابله ای و تحریف های شناختی زنان باردار

نسیم آقامیری, مژگان نیکنام (##default.groups.name.author##)

دوماهنامه علمی پژوهشی سلامت اجتماعی, دوره 5 شماره 4, 22 November 2018 , صفحه 338-345
https://doi.org/10.22037/ch.v5i4.18904

زمینه و هدف: بارداری از حساس ترین دوران های زندگی انسان است و انتظار طولانی مدت برای به دنیا آمدن و نگرانی مداوم جهت حفظ سلامت نوزاد در دوران بارداری یکی از مهم ترین دغدغه های مادر است. هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی آموزش واقعیت درمانی بر راهبردهای مقابله ای و تحریف های شناختی زنان باردار مراجعه کننده به بیمارستان نجمیه شهر تهران بود.


روش و مواد: روش این پژوهش نیمه آزمایشی همراه با پیش آزمون و پس آزمون و گروه آزمایش و گواه بود. جامعه آماري این پژوهش شامل کلیه زنان باردار تحت مراقبت های پزشکی مراجعه کننده به بیمارستان نجمیه تهران در سال 1394 بود. تعداد نمونه شامل 60 نفر از این جامعه بود، که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه 30 نفری آزمایش و گواه جایگزین شدند. برای گروه آزمایش 9 جلسه 90 دقیقه ای آموزش واقعیت درمانی اجرا و گروه گواه هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. آزمودنی های دو گروه در طی دو مرحله (پیش آزمون و پس آزمون) با استفاده از پرسشنامه های راهبرد مقابله ای با استرس و تحریف های شناختی مورد بررسی قرار گرفتند. به منظور تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده علاوه بر آمار توصیفی از آمار استنباطی تحلیل کوواریانس تک متغیری و نرم افزار SPSS-22 استفاده شد.


یافته ها: میانگین (انحراف معیار) سن گروه آزمایش (2/1) 2/28 و گروه گواه (1/2) 3/26 سال بود. میانگین (انحراف معیار) راهبردهای مقابله مسأله مدار در پیش آزمون گروه آزمایش از (4/2) 1/42 به (1/5) 6/47 (002/0>P) افزایش، راهبرد هیجان مدار از (3/4) 7/36 به (5/4) 5/32 (02/0>P) و اجتناب مدار از (9/3) 9/36 به (6/3) 9/31 (003/0>P) کاهش یافت. همچنین میانگین (انحراف معیار) تحریف های شناختی در پیش آزمون گروه آزمایش از (9/8) 5/56 به (5/8) 8/44 در پس آزمون کاهش یافت (01/0>P) اما در گروه گواه از (5/5) 5/56 به (9/3) 3/54 رسید که تفاوت معنادار نبوده است.


نتیجه گیری: مطالعه نشان داد که واقعیت درمانی منجر به بهبود راهبردهای مقابله با استرس و تحریف های شناختی زنان باردار می گردد.

پیش‏ بینی گرایش به مصرف مواد در دانشجویان براساس جوّ عاطفی خانواده و خودپنداره

علی شیخ الاسلامی, سجاد رئیس قره درویشلو, پژمان هنرمند قوجه بگلو (##default.groups.name.author##)

دوماهنامه علمی پژوهشی سلامت اجتماعی, دوره 5 شماره 4, 22 November 2018 , صفحه 346-354
https://doi.org/10.22037/ch.v5i4.19569

زمینه و هدف: ورود دانشجویان به محل تحصیل جدید، ممکن است آنان را در معرض فشارهای روانی-اجتماعی از جمله خطر اعتیاد قرار دهد. لذا، مطالعه حاضر با هدف تعیین پیش‏بینی گرایش به مصرف مواد در دانشجویان براساس جو عاطفی خانواده و خودپنداره در دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی انجام شد.


روش و مواد: روش مطالعه توصیفی از نوع همبستگی بود و با مشارکت 200 نفر از دانشجويان مقطع كارشناسی ساکن در خوابگاه های دانشجویی دانشگاه محقق اردبیلی که در سال‏ تحصیلی 96-1395 مشغول به تحصیل بودند، انجام شد. نمونه گیری به صورت نمونه گیری در دسترس صورت گرفت. برای جمع‏آوری داده‏ها از پرسشنامه جو عاطفی خانواده Burn، مقیاس خودپنداره‏ Beck و مقیاس آمادگی برای اعتیاد Weed & Butcher استفاده شد. داده ها بعد از جمع آوری به نرم افزار
SPSS-23 وارد شده و با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.


یافته ها: میانگین (انحراف معیار) سن افراد شرکت کننده در مطالعه برابر با (9/1) 1/20 سال بود. با کاهش جو عاطفی مثبت در خانواده با میانگین (انحراف معیار) (4/9) 7/40، (01/0=P) و خودپنداره‏ مثبت (2/8) 4/28، (01/0=P)، گرایش به مصرف مواد دانشجویان با میانگین (انحراف معیار) (2/14) 48 بیشتر شد (01/0>P). همچنین 21% از کل واریانس گرایش به مصرف مواد در دانشجویان براساس جو عاطفی خانواده و خودپنداره قابل پیش بینی است (01/0>P).


نتیجه گیری: مطالعه نشان دادگرایش به مصرف مواد در دانشجویان با کاهش جو عاطفی مثبت در خانواده و خودپنداره مثبت افزایش می یابد. نتایج مطالعه حاضر می تواند به مراکز مشاوره در داخل دانشگاه ها و خانواده ها کمک کند تا هر چه بیشتر به نقش جو عاطفی خانواده و خودپنداره دانشجویان در کاهش و یا افزایش گرایش به مواد پی برده و بتوانند مداخله‏های مناسبی را با درنظر گرفتن این متغیرها اجرا کنند.

سلامت اجتماعی و عوامل مرتبط با آن در دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی کرمان در سال 1395

علی خالویی, سیده مریم کرامتی (##default.groups.name.author##)

دوماهنامه علمی پژوهشی سلامت اجتماعی, دوره 5 شماره 4, 22 November 2018 , صفحه 355-365
https://doi.org/10.22037/ch.v5i4.19645

زمینه و هدف: سلامت اجتماعی به عنوان یکی از ابعاد سلامت، وضعیت درک صحیح از جامعه، ایفای مناسب نقش و عملکرد اجتماعی را نشان می‌دهد. هدف این مطالعه، تعیین وضعیت سلامت اجتماعی و عوامل مرتبط با آن در دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی کرمان بود.


روش و مواد: این مطالعه مقطعی توصیفی، با مشارکت 666 دانشجوی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی کرمان که به روش سرشماری انتخاب شده بودند، انجام شد. ابزار مورد استفاده جهت سنجش سلامت اجتماعی، پرسشنامه Keyes بود. تجزیه تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-22 و آزمون‌های آماریt مستقل و آنالیز واریانس یک طرفه، تست تعقیبی توکی، رگرسیون خطی چند متغیره، همبستگی پیرسون و اسپیرمن انجام شد.


یافته ها: میانگین (انحراف معیار) نمره سلامت اجتماعی دانشجویان مورد مطالعه (4/9) 2/57 بود. ابعاد انسجام اجتماعی (4/17) 6/71 و پذیرش اجتماعی (7/14) 1/42 به ترتیب بیشترین و کمترین میانگین نمره را داشتند. سلامت اجتماعی با متغیرهای سطح علاقمندی به رشته تحصیلی (286/0=r و 001/0>P)، سطح سلامت روانی (267/0=r و 001/0>P) و سطح سلامت جسمی (188/0=r و 001/0>P) همبستگی مثبت، اما با سطح نگرانی درباره آینده شغلی (200/-0=r و 001/0>P) همبستگی معکوسی داشت. آنالیز رگرسیون خطی چند متغیره نشان داد علاقه‌مندی به رشته تحصیلی (56/3=B)، سطح سلامت روانی (6/3=B)، عضویت در سازمان‌های مردم نهاد (68/1=B)، سطح سلامت جسمی (23/1=B) و نگرانی در باره آینده شغلی (47/1-=B)، بعنوان متغیرهای پیشگویی کننده، 6/16% از واریانس نمره سلامت اجتماعی را تبین می‌کنند.


نتیجه گیری: مطالعه نشان داد وضعیت سلامت اجتماعی دانشجویان مناسب نیست. بعد پذیرش اجتماعی در مقایسه با سایر ابعاد با کمترین میانگین نمره، وضعیت نامطلوب‌تری داشت. سلامت اجتماعی بعنوان یکی از ابعاد مهم سلامت، نشانگر وضعیت ایفای نقش ها و عملکردهای اجتماعی از جمله عملکرد شغلی است لذا توجه ویژه‌ای جهت ارتقاء سلامت این بعد ضروری می‌باشد.

رابطه حمایت اجتماعی، کیفیت زندگی و سرزندگی با اضطراب حاملگی زنان نخست‌زا

نیلوفر ذاکر, زهرا دشت بزرگی (##default.groups.name.author##)

دوماهنامه علمی پژوهشی سلامت اجتماعی, دوره 5 شماره 4, 22 November 2018 , صفحه 366-374
https://doi.org/10.22037/ch.v5i4.19308

زمینه و هدف: اضطراب حاملگی بهویژه در زنان نخستزا یکی از شایعترری مشرکلا روانشرناتتی دوران برارداری اسرت کره ممک است پیامدهای منفی به همراه داشته باشد. ایر مطالعره برا هرد تعیری رابطره حمایرت اجتمرایی، کیفیرت زنردگی و سرزندگی با اضطراب حاملگی زنان نخستزا انجام شد.
روش و مواد: در ای مطالعه مقطعی همبستگی، 120 زن باردار نخستزای مراجعهکننده به مراکز بهداشرتی -درمران ی اهرواز برا روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از چهار پرسشنامه حمایت اجتمایی، کیفیت زندگی، سررزندگی و اضطراب حاملگی جمعآوری و با استفاده از نرمافزار 19-SPSS و آزمونهای همبستگی پیرسرون و رگرسریون چندگانره برا مرد همزمان تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: میانگی )انحرا معیار( س زنان باردار نخستزای شرکت کننده در مطالعه )4/ 1( 9/24 سا بود. همچنی میرانگی )انحرا معیار( حمایت اجتمایی، کیفیت زندگی و سرزندگی به ترتیب )9/6( 2/37، )6/13( 7/72 و )2/6( 3/28 برود . اضرطراب حاملگی زنان نخستزا با افزایش حمایت اجتمایی، کیفیت زندگی، و سرزندگی کاهش پیدا کرد ) 01/ 0<P(. متغیرهای پیشبری یعنی حمایت اجتمایی، کیفیت زندگی و سرزندگی توانستند 2/ 31% از تغییرا اضطراب حاملگی زنران نخسرت زا را پریش بینری کنند ) 001/ 0<P(.
نتیجه گیری: مطالعه نشان داد افزایش حمایت اجتمایی، کیفیت زندگی و سرزندگی منجر بره کراهش اضرطراب حراملگی زنران نخستزا گردید

تدوین مدل علّی پیش بینی پایداری روابط زناشویی در زوجین مواجه شده با بی وفایی

ملیحه شیردل, سیمین حسینیان, سید علی کیمیایی, محمدرضا صفاریان طوسی (##default.groups.name.author##)

دوماهنامه علمی پژوهشی سلامت اجتماعی, دوره 5 شماره 4, 22 November 2018 , صفحه 375-385
https://doi.org/10.22037/ch.v5i4.22777

زمینه و هدف: پایداری رابطه زناشویی یکی از گسترده ترین مفاهیم برای تعیین و نشان دادن میزان شادی و رضایت از رابطه است. پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل علی پیش بینی پایداری روابط زناشویی در زوجین مواجه شده با بی وفایی انجام شد.


روش و مواد: پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان و مردان متأهل مواجه شده با بی وفایی ساکن بجنورد در سال 97 -1396 بودند. 203 نفر به روش تصادفی ساده و تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های مقیاس صمیمیت زناشویی، ارزیابی میزان اعتماد زوجین، ارزیابی میزان جذابیت جنسی زوجین و مقیاس ارزیابی میزان پایداری روابط زوجین استفاده شد. براي تجزیه و تحليل داده های پژوهش از روش هاي آماري ضریب همبستگي پيرسون و الگویابی معادلات ساختاری با بکارگیری نرم افزارهای SPSS-22 و AMOS-22 استفاده شده است.


یافته ها: با افزایش میزان اعتماد زوجین با میانگین (انحراف معیار) 8/143 (3/16)، صمیمیت زوجین با میانگین (انحراف معیار) 8/5 (1/1) افزایش می­یابد (01/0>P). با افزایش جذابیت جنسی با میانگین (انحراف معیار) 4/69 (9/10)، پایداری روابط زوجین با میانگین (انحراف معیار) 7/40 (1/6) افزایش می­یابد (01/0>P). همچنین با افزایش میزان اعتماد زوجین، جذابیت جنسی (01/0>P) و پایداری روابط زوجین (05/0>P) افزایش می­یابد. با افزایش میزان صمیمیت زوجین، جذابیت جنسی (01/0>P) و پایداری روابط زوجین (01/0>P) افزایش می­یابد. اثر مستقیم اعتماد زوج­ها بر صمیمیت آنها 38/0 و بر جذابیت جنسی آنها 27/0 برآورد شد. همچنین اثر غیر مستقیم اعتماد زوج­ها بر جذابیت جنسی، 06/0 و بر پایداری روابط 19/0 برآورد شد. اثرات کل اعتماد بر صمیمیت زوج­ها 38/0، جذابیت جنسی 33/0 و بر پایداری روابط زوج­ها 19/0 برآورد شد. به طور کلی اعتماد زوجین، به واسطه صمیمیت زوجین و جذابیت جنسی در مجموع 17 درصد از تغییرات پایداری روابط زوجین پس از افشای خیانت را تبیین می­کنند (17/0=R2).


نتیجه گیری: مطالعه نشان داد که صمیمیت زوجین و جذابیت جنسی نقش واسطه ای معناداری میان اعتماد زوجین و پایداری روابط آنها ایفا می­کنند.

مقاله مروری سیستماتیک و متاآنالیز


چالش ها و مشکلات پروژه های مشارکت بخش خصوصی و دولتی (PPP) در نظام سلامت: یک مطالعه مروری

احسان زارعی, تارا مقدس فر, وحید عیدخانی (##default.groups.name.author##)

دوماهنامه علمی پژوهشی سلامت اجتماعی, دوره 5 شماره 4, 22 November 2018 , صفحه 386-402
https://doi.org/10.22037/ch.v5i4.19767

چکیده [e1] [V2] 


زمینه و هدف: مدل مشارکت خصومی- دولتی (PPP) اخیرا به عنوان راهکاری برای بهبود کارایی عملکرد و حل کاستی های بهداشتی درمانی دولت ها در حوزه های مختلف معرفی شده است. تعداد مطالعاتی که به صورت نقادانه و از دیدگاه منتقدانه به بررسی این مدل می پردازند بسیار کم است؛ به علاوه هنوز فقدان طبقه بندی مقالات و اجماع ساختاری برای رسیدن به نتایج کاربردی آن ها وجود دارد. در این مطالعه مروری به جمع بندی و دسته بندی این مشکلات می پردازیم.


مواد و روش: این مطالعه به شیوه مروری تدوین شده است؛ جستجو در پایگاه های اطلاعاتی PubMed و Google scholar و   SID.ir و Scopus با استفاده از همه ترکیبات دو گروه ذیل انجام شد: گروه یک: "مشارکت خصوصی دولتی"، "همکاری خصوصی دولتی"، "خصوصی سازی"، "ابتکار مالی خصوصی" و مخفف های آن ها و  گروه دو: "سلامت"، "بیمارستان"، پس از بررسی های مرحله به مرحله و غربالگری های متناسب، از مجموع 145 مقاله اولیه مورد بررسی تعداد 23 مقاله برای استخراج داده ها استفاده شدند.


يافته ها: مطالعه و بررسی مقالات وارد شده در این مطالعه منتج به شناسایی موارد متعدد پراکنده ای می باشد که بر طبق قرابت مفهومی و دفعات در 13 زیرگروه اصلی مورد طبقه بندی و تفصیل قرار گرفتند: پیچیدگی، ارزیابی و نظارت کیفی  ضعیف، نبود شفافیت، عدم هماهنگی کافی، بی توجهی به عدالت و منافع عمومی، نداشتن انعطاف پذیری، کمبود تجربه و دسترسی به دانش اجرایی، منابع ناکافی مالی، نبود ارزیابی صحیح ریسک، عدم مشارکت کافی ذی نفعان، محدودیت انتخاب شریک، عدم توجه به پرسنل


نتيجه گيري: با توجه به نتایج حاصله پیشنهاد می شود توجه طرفین به جزئیات مرحله آغازین و شروع عقد قرارداد بیشتر شود، طرفین به ماهیت، چیدمان و پیچیدگی های این نوع از همکاری ها تا حد امکان اشراف داشته باشند و شفاف سازی کامل و دقیق برای هر دو طرف، مردم و سایر ذی نفعان صورت گیرد.




 [e1]چکیده اضافه شود






 [V2]