شاپا: 2251-8320

دوره 9 شماره 31 (1396)

مقاله پژوهشی


بررسی سبک باروری و عوامل تعیین‌کننده آن در ایران و کشورهای اسلامی: یک مطالعه مروری

فهیمه قطبی‌زاده وحدانی, مامک شریعت, یاسمین محمدزاده, زینب کاویانی, مجید خلیلی, لیلا صاحبی

مجله تاریخ پزشکی, دوره 9 شماره 31 (1396), 25 September 2018 , صفحه 63-74
https://doi.org/10.22037/med%20hist%20j.v9i31.18311

زمینه و هدف: سبک باروری، یکی از پراهمیت‌ترین عوامل در روند رشد جمعیت محسوب می‌گردد. مرور عوامل مرتبط بر سبک باروری بسیار پیچیده بوده و درهم‌تنیدگی عوامل به گونه‌ای است که گاهی امکان مرزبندی مشخص بین آن‌ها وجود ندارد. در مطالعه حاضر مهم‌ترین عوامل مؤثر بر سبک باروری از جمله، عوامل اقتصادی ـ اجتماعی، اعتقادات دینی، سیاست‌‌های دولتی و عوامل فرهنگی مورد ارزیابی قرار گرفت.

مواد و روش‌ها: در یک مطالعه مروری یک جستجوی گسترده در پایگاه داده‌های DARE، Google Scholar، PubMed، Psyc INFO، Thomson Reuters (SID)، Cochrane و کتابخانه پزشکی (MedLib) برای یافتن مطالعات مرتبط و واجد شرایط (1990 تا 2016 م.) انجام شد.

یافته‌ها: در مطالعه حاضر، 14 مقاله با دارابودن معیار‌های لازم وارد مطالعه مروری شدند. به طور کلی در مطالعات انجام‌شده، اعتقادات مذهبی نقش مثبت و تعیین‌کننده‌ای در سبک باروری داشتند. سن ازدواج و سن مادر نیز از عوامل تأثیرگذار بر سبک باروری بود. وضعیت اقتصادی پایین، سطح سواد بالا و فعالیت‌های فرهنگی نیز جزء عواملی بودند که ارتباط منفی با فرزندآوری داشتند.

نتیجه‌گیری: برای رسیدن به مناسب‌ترین آهنگ رشد جمعیت و داشتن یک جامعه پویا و متعادل، رشد جمعیت و رشد اقتصادی اجتماعی و فرهنگی باید به موازات هم پیش روند و در طول زمان باید بین آن‌ها هماهنگی وجود داشته باشد.

مقاله مروری


زمینه و هدف: ردیابی اقدامات دولتمردان عثمانی در دوره اول امپراطوری در ایجاد نهادهای پزشکی متناسب با توسعه قلمرو و علت عدم کامیابی آنان در این مسیر، مورد ارزیابی قرار گرفته است.

مواد و روش‌ها: این پژوهش در حوزه مطالعات تاریخ پزشکی است و از منابع كتابخانه‌ای و فهرست‌واره‌ها و اسناد و كتب خطی استفاده شده و ملاحظات اخلاقی در نقل از منابع رعایت شده است.

یافته‌ها: ردیابی مسیر تلاش دولتمردان عثمانی در ایجاد نهادهای پزشکی متناسب با امپراطوری و علت عدم کامیابی آنان در این مسیر. تشكیل دولت عثمانی و گسترش آن از قدرتی قبیل‌های به دولت و سپس به امپراطوری، ایجاد نهاد‌های گوناگون متناسب با این گسترش، ضرورت پیدا كرد. عثمانی‌ها برای ایجاد این نهادها، به اقتباس‌نمودن از الگو‌های پیشین از جمله سازمان‌های خلافت اسلامی و سلجوقی و بیزانس و ایران باستان اقدام نمودند. یكی از این نهادها كه از الگو‌های اسلامی اقتباس شد، نهاد پزشكی بود. با جذب پزشكان ایرانی و اسلامی و استفاده از تجربیات علمی و عملی آن‌ها، شروع به ایجاد مراكز درمانی و مدارس پزشكی کردند. جهت تدریس، اقدام به ترجمه و اقتباس از متون پزشكی و عمدتاً از منابع عربی کردند. از جمله كتاب‌های ترجمه‌شده، کتاب «التصریف لمن عجز عن تألیف» نوشته ابوالقاسم زهراوی از پزشكان قرن چهارم قمری در اندلس بود که شرف‌الدین صابونچی اوغلو، آن را ترجمه نمود. مقاله به توصیف این روند و عوامل ناكامی عثمانی‌ها در ادامه این مسیر و دستیابی به تحولی بنیادین در حوزه پزشكی در عصر اول امپراطوری اختصاص دارد.

نتیجه‌گیری: عوامل گوناگونی از جمله نبود ظرفیت‌های لازم مانند عدم داشتن پشتوانه مذهبی، برخلاف زبان عربی که زبان قرآن و احادیث بود و همچنین عدم گسترش زبان عثمانی متناسب با گسترش قلمرو و انحصار آن تنها به منطقه آناتولی و آغاز عصر رنسانس و تحولات فکری و فرهنگی در غرب از جمله مهم‌ترین عوامل ناکامی عثمانی‌ها در این روند بوده است.

سطح بهداشت جامعه روستایی در ایران دوره قاجار و پهلوی

محمد رافعی, سهراب یزدانی, حسن افراخته

مجله تاریخ پزشکی, دوره 9 شماره 31 (1396), 25 September 2018 , صفحه 23-39
https://doi.org/10.22037/med%20hist%20j.v9i31.21005

زمینه و هدف: بهداشت و درمان از جمله مسائل مهم در مطالعات تاریخ اجتماعی جدید محسوب می‌شود. سطح بهداشت متأثر از موضوعاتی چون خوراک، پوشاک، مسکن و درآمد سرانه بوده و خود بر استانداردهای زندگی تأثیر می‌گذارد. بنابراین با درک اوضاع بهداشت و درمان در یک جامعه، به شناختی مناسب از سطح زندگی آن پی می‌بریم.

مواد و روش‌ها: در مقاله حاضر با مراجعه به منابع تاریخی، سفرنامه‌ها و پایگاه‌های علمی به مانند Elsevier و Sciense Direct و جستجو در Googe Scholar تلاش شد تا تصویری روشن از اوضاع بهداشتی جامعه روستایی در ایران دوره قاجار و پهلوی ارائه گردد.

یافته‌ها: با بررسی‌ معیارهایی چون میزان بالای زاد و ولد و مرگ و میر به ویژه در میان کودکان می‌توان نتیجه گرفت که شرایط بهداشتی جامعه روستایی در دوره مورد بحث کم‌تر به حد استاندارد (با معیارهای امروزی) می‌رسیده است.

نتیجه‌گیری: عواملی چون نظام اجتماعی، ساختار کالبدی روستا، فقر، ناآگاهی و خرافه‌باوری که خود نتیجه ناکارآمدی و ناتوانی حکومت سیاسی و توسعه‌طلبی استعمار بودند، بر پایین ماندن سطح بهداشت اثر گذاشتند. ورود دانش پزشکی نوین به ویژه پس از فراگیرشدن بیماری‌هایی چون وبا باعث شد تا تحولات گسترده‌ای در عرصه بهداشت در سده اخیر صورت بگیرد.

حارث بن کلده بن عمروبن علاج ثقفی پزشک از افسانه تا واقعیت

شهین رهبر, محمدرضا رجب‌نژاد

مجله تاریخ پزشکی, دوره 9 شماره 31 (1396), 25 September 2018 , صفحه 41-53
https://doi.org/10.22037/med%20hist%20j.v9i31.16404

زمینه و هدف: در طول تاریخ، کتاب‌ها و دست‌نوشته‌هایی درباره مهارت طبیبان، توسط شخصیت‌های مختلف نوشته شده‌اند که در برخی موارد نوشته‌ها به دور از واقعیت می‌باشد و این امر منجر به اسطوره‌ای‌نشان‌دادن یک طبیب برای نسل‌های بعدی شده بود. حارث از جمله طبیبانی است که از این موضوع مستثنی نبوده و دست‌نوشته و داستان‌هایی متناقض در مورد وی به نگارش درآمده است، حتی در تعدادی از مقالات ذکر شده‌ است که احتمالاً پیامبر اکرم (ص) در بعضی موارد علم پزشکی خود را از اطلاعات ابن کلده کپی‌برداری کرده باشد.

مواد و روش‌ها‌: این مطالعه، یك بررسی مروری بر اساس متون تاریخی و طبی درباره حارث بن کلده است. تا با توجه به اطلاعات متناقضی که درباره ایشان و ارتباطش با پیامبر وجود دارد، نتایجی در رابطه با سن، تألیفات و اسلام‌آوردنش کسب کرده و پرده از برخی رازهای زندگی کلده برداشته شود.

ملاحظات اخلاقی: ملاحضات اخلاقی در انتخاب موضوع، جمع‌آوری اطلاعات، صداقت و امانت در استناددهی و تمام مراحل کار رعایت شده است.

یافته‌ها: با توجه به یافته‌های پژوهش مشخص شد که حارث ابن کلده برای تحصیل به دانشگاه جندی‌شاپور ایران عزیمت کرده و پس از مدتی به حجاز بازگشته است. در رابطه با اسلام‌آوردن ایشان نتایج دقیقی به دست نیامد، ولی با ذکر دلایلی محکم مشخص شد که پیامبر اکرم (ص) هر آنچه در رابطه با طب بیان فرموده‌اند، صرفاً وحی و تعالیم الهی بوده‌ است که به ایشان نازل شده است.

نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌های پژوهش مشخص شد که حارث ابن کلده برای تحصیل به دانشگاه جندی‌شاپور ایران عزیمت کرده و پس از مدتی به حجاز بازگشته است. حارث، اولین طبیب در بین اعراب عصر جاهلیت بود که او را به دلیل داشتن تحصیلات آکادمیک، پزشک نامیده بودند و همین منجر به اسطوره‌ای‌شدنش در بین اعراب شده بود. در رابطه با اسلام‌آوردن ایشان نتایج دقیقی به دست نیامد، ولی با ذکر دلایلی محکم مشخص شد که پیامبر اکرم (ص) هر آنچه در رابطه با طب بیان فرموده‌اند، صرفاً وحی و تعالیم الهی بوده‌ است که به ایشان نازل شده است.

سیر تاریخی پیدایش واژه «سوءالقنیه» (پیش استسقا) در منابع طب سنتی ایران

حسین مرادی, فاطمه نوجوان, مژده پورحسینی

مجله تاریخ پزشکی, دوره 9 شماره 31 (1396), 25 September 2018 , صفحه 55-62
https://doi.org/10.22037/med%20hist%20j.v9i31.18058

زمینه و هدف: «سوءالقنیه» واژه‌‎ای است که در منابع معتبر طب سنتی ایران به عنوان یک بیماری در ذیل امراض کبد به کار رفته است و از آنجا که پیش زمینه بیماری جدی‌تری به نام «استسقا» است، از آن به «پیش استسقا» نیز نام برده شده است. از آنجا که واژه «سوءالقنیه» در کتب اطبای یونانی، به چشم نمی‌خورد، درصدد برآمدیم سیر تاریخی پیدایش این اصطلاح را در کتب متعلق به حکمای طب سنتی ایران مورد مطالعه قرار دهیم.

مواد و روش‌ها: مطالعه حاضر یک مطالعه مروری ـ توصیفی است. 906 عنوان کتاب و رساله در زمینه طب سنتی در این مورد مطالعه و بررسی شد و هم‌زمان مقالات مرتبط با این واژه نیز در سایت‌های معتبر علمی از جمله PubMed، Scopus، Google Scholar استخراج گردید.

یافته‌ها: بر اساس بررسی انجام‌شده احتمالاً اولین کسی که بیماری «پیش استسقا» را گزارش نموده، «اهرن بن اعین» باشد که به بیماری «پیش استسقا» با عنوان «فسادالمزاج» اشاره می‌کند. در قرن چهارم قمری «ربیع ابن احمد اخوینی» این بیماری را با واژه «سوءالحال» معرفی می‌کند. به نظر می‌رسد ابوعلی سینا در اوایل قرن پنجم قمری اولین کسی است که به صورت مدون نام «سوءالقنیه» را مطرح می‌کند.

نتیجه‌گیری: این بیماری در مقطعی از زمان نه از لحاظ مفهومی و نه از لحاظ واژه‌‎ای شناخته‌شده نبوده است. بنابراین تحقیق با وجود آشنایی طبیبان یونان باستان چون بقراط با واژه «استسقا»، نامی از بیماری «پیش استسقا» در کتب طبی آنان نیست. در نوشته‌های اطبای یونانی اثری از سوءالقنیه نیز دیده نمی‌شود. این بیماری در طول دوران شکوفایی طب در میان پزشکان مسلمان، به عنوان یک بیماری مستقل معرفی می‌شود و واژه سوءالقنیه مطرح می‌گردد و کاربرد تشخیصی و درمانی مستقل پیدا می‌کند. اولین کسی که واژه «سوءالقنیه» را در کتب طبی وارد می‌کند، ابوعلی سینا می‌باشد.

بررسی تأثیر موانع اقتصادی بر گسترش طب نوین در جامعه عصر قاجار با تأکید بر دارو

ولی‌اله قهرمانی اصل, میراسداله صالحی پناهی, ناصر صدقی, شهرزاد ساسان‌پور

مجله تاریخ پزشکی, دوره 9 شماره 31 (1396), 25 September 2018 , صفحه 73-83
https://doi.org/10.22037/med%20hist%20j.v9i31.19765

زمینه و هدف: عصر قاجار از دید تاریخ پزشکی نقطه عطفی در تاریخ تحول پزشکی ایران محسوب می‌شود، اما این تحول در سراسر این عصر با چالش‌هایی رو به رو بود که یکی از آن‌ها وضعیت اقتصادی جامعه بود. وضع معیشتی نامناسب مردم در عصر یادشده، مردم را به مخالفت با هر گونه تحولی سوق می‌داد که آرامش نسبی آن‌ها را برهم زند. دانش نوین پزشکی هم از مخالفت‌ها بری نبود. با این زمینه ذهنی این پرسش تداعی شد که آیا موانع اقتصادی می‌تواند به عنوان یکی از عوامل کندکننده استفاده از دستاوردهای طب نوین (داروهای شیمیایی) در عصر قاجار مطرح گردد؟ در پاسخ، فرض بر این شد که وضعیت نامناسب اقتصادی جامعه می‌تواند به عنوان یکی از موانع اصلی در به کارگیری داروهای مدرن در ایران عصر قاجار مورد کنکاش قرار گیرد.

مواد و روش‌ها: این مقاله با بررسی کتب تاریخی عصر قاجار و سفرنامه‌های اتباع خارجی و نیز مقالات مرتبط با موضوع با روش توصیفی ـ تحلیلی به نگارش درآمده است.

یافته‌ها: به موازات پرسش و فرضیه، عواملی نظیر: قیمت داروها، حق‌العلاج حکیمان، بودجه تأسیس مؤسسات بهداشتی و درمانی و موارد دیگر مورد بررسی قرار گرفتند. نکته قابل تأمل این‌که در کنار عوامل سیاسی، فرهنگی، دینی و فناوری عوامل اقتصادی نیز تأثیرگذار بوده‌اند که هدف مقاله حاضر بررسی مورد اخیر بوده است.

نتیجه‌گیری: حاصل سخن تأیید نمود که وضعیت نامناسب اقتصادی جامعه که به صورت‌های گوناگون ظاهر می‌شد، یکی از موانع تأثیرگذار در گسترش استفاده از دستاوردهای طب نوین (داروهای شیمیایی) بوده است.

نقش تقلیل غذا در درمان بیماری‌ها از دیدگاه طب سنتی ایران و طب مدرن

صدیقه طالبی, محسن ناصری, عطیه باقی‌زاده, نجمه ده‌پرور, سید ارسلان خسروی

مجله تاریخ پزشکی, دوره 9 شماره 31 (1396), 25 September 2018 , صفحه 85-94
https://doi.org/10.22037/med%20hist%20j.v9i31.17279

زمینه و هدف: تقلیل غذا امروزه در دنیا به عنوان شیوه شناخته‌شده درمان بیماری‌ها به اثبات رسیده است و دانشمندان بسیاری در این حوزه مشغول مطالعات مختلف می‌باشند که بیانگر اهمیت پرداختن به این موضوع است. در منابع ارزشمند طب سنتی ایران نیز کاهش غذا در درمان بیماری‌ها از اولویت‌های مهم درمان ذکر شده است. حکیم ابن سینا نیز در کتاب ارزشمند قانون به کاهش غذا به عنوان قدم اولیه درمان اشاره کرده است.

مواد و روش‌ها: در این مطالعه که یک بررسی مروری و کتابخانه‌ای می‌باشد به بررسی نقش کاهش غذا در درمان بیماری‌ها از نگاه طب سنتی و با واژه کلیدی Food Restriction در منابع طب مدرن پرداخته شده است. کتب معتبر طب سنتی ایران و پایگاه‌های مطالعاتی مختلف مورد جستجو و بررسی قرار گرفته‌اند.

یافته‌ها: در این مطالعه با برقراری ارتباط بین تأثیرات کاهش غذا از نگاه طب سنتی و مدرن این شیوه به عنوان یکی از مهم‌ترین و کاربردی‌ترین راه‌‌های کنترل و درمان بیماری‌ها معرفی شده است، به طوری که در برخی شرایط صرفاً با کاهش و مدیریت نوع و مقدار غذا می‌توان بیماری را درمان نمود.

نتیجه‌گیری: کاهش غذا به عنوان قدم اولیه در درمان بیماری‌های مختلف باید مورد توجه بیشتری قرار گیرد.

بیماری‌های مری از دیدگاه طب ایرانی و طب نوین

لاله دهقانی تفتی, سید ماهیار شریعت‌پناهی, زهره فیض‌آبادی, مریم حسینی ابریشمی

مجله تاریخ پزشکی, دوره 9 شماره 31 (1396), 25 September 2018 , صفحه 95-107
https://doi.org/10.22037/med%20hist%20j.v9i31.18308

زمینه و هدف: طب ایرانی بسیاری از بیماری‌ها را به نوعی ناشی از اغذیه، اختلالات و بیماری‌های سیستم گوارش دانسته و مری به عنوان مسلک عبور غذا، نقش مهمی در این زمینه دارد. با توجه به این‌که تاکنون هیچ مطالعه تطبیقی در باب بیماری‌های مری در طب سنتی و نوین انجام نشده، هدف از این مقاله بررسی امکان تطبیق تعاریف و علت‌شناسی آن‌ها در دو مکتب طب سنتی و نوین می‌باشد تا با تلفیقی از این دو بتوان به راه‌کارهای مناسب‌تری در درمان بیماری‌های مری دست یافت.

مواد و روش‌ها: این تحقیق یک مرور متون (کتابخانه‌ای) است که با بررسی تعاریف، علائم، سبب‌شناسی و درمان‌های بیماری‌های مری در متون معتبر طب ایرانی از قرن سوم تا سیزدهم به تناظر‏یابی بیماری‌های مری در طب رایج در حد امکان پرداخته است.

یافته‌ها: در این پژوهش، مشخص گردید که هفت بیماری در متون طب سنتی برای مری مطرح گردیده که اساس درمان آن‌ها بر رفع سبب بیماری بوده و علاوه بر درمان دارویی خوراکی به استفاده از دیگر روش‌های درمانی طب سنتی، مانند اصلاح سبک زندگی، مصرف موضعی دارو، اعمال یداوی نیز توصیه شده که برخی از این‌ها در طب نوین جایگاهی ندارد.

نتیجه‌گیری: با بررسی متون طب سنتی و نوین در مبحث بیماری‌های مری به نظر می‌رسد که تعدادی از این امراض در تعاریف و سبب‌شناسی متناظر بوده که با استفاده از هر دو مکتب طبی در درمان، می‌توان به نتایج بهتری دست یافت، لذا به نظر می‌رسد مطالعات گسترده‌تری برای تبیین سبب‌شناسی بیماری‌های مری در طب سنتی و نوین و اثبات اثربخشی انواع روش‌های درمانی طب سنتی ضروری است.